تخصیص محدوده EQ

غالباً اتفاقات زیادی در یک ترکیب وجود دارد.

اگر دسته کارها را حفظ نکنید ، می تواند به سرعت از کنترل خارج شود.

وقتی چندین ساز و صدا دارید که برای همان فضا می جنگند … این می تواند کاملا مشکل ساز شود.

اما لازم نیست که اینگونه باشد – من یک سیستم مستقیم دارم که به شما کمک می کند تا فضای مختلفی را در ترکیب خود ایجاد کنید.

و اجرای آن کاملاً آسان است.

تخصیص محدوده

تخصیص محدوده فرکانسی روشی است که بسیاری از مردم از آن استفاده می کنند. برخی از مردم آن را به عنوان شکاف فرکانس می دانند. اساساً این عمل اعطای هر ساز یا آواز ، یا حداقل به مهمترین قسمتها ، فضای خاص خود در طیف فرکانس ، گوشه ترکیبی از آنها است ، همانطور که گفته می شود. این واقعاً به جداسازی کمک می کند ، به شما کمک می کند تا مخلوط شما پاک شود و به شما کمک می کند تا در مورد مخلوط کردن به روش صحیح ، در مورد محل کاهش و افزایش EQ خود نیز فکر کنید.

در پایان این فصل ، شما با این روش واقعاً احساس اطمینان خواهید کرد ، و امیدوارم که این ترکیبات شما را بهبود بخشد. بیایید غواصی کنیم. تخصیص دامنه چیست؟ من آن را تخصیص دامنه (به جای “شکاف فرکانس”) می نامم زیرا شما فقط فرکانس های “شکاف” نیستید. این اصطلاح باعث می شود به نظر برسد که شما به طرز پرخاشگری ابزارهایی را در یک محدوده فرکانس خاص قرار می دهید.

اما اینطور نیست. این یک عمل بسیار ظریف تر است. شما طیفی از طیف فرکانس را به یک ساز یا یک آواز اختصاص می دهید. هنگامی که آن محدوده را به بخشی اختصاص دادید ، فقط باید مواظب باشید که چیز دیگری را در آن محدوده تقویت نکنید و همچنین موارد دیگر را در این محدوده برش دهید تا فضای بیشتری به قسمت اختصاص دهید.

باز هم ، شما فقط می خواهید این کار را با مهمترین قسمت ها انجام دهید. اگر می رفتید و این کار را با تک تک عناصر ترکیب خود انجام می دادید ، برای همیشه طول می کشید. شما فقط می خواهید این کار را روی آواز ، گیتار اصلی ، و شاید باس و ضربه ، دام انجام دهید – مواردی از این قبیل ، مهمترین قطعات. همچنین می توانید این کار را در اتوبوس های گروهی انجام دهید.

قبل از اینکه به ظرافت این روش بپردازم ، فقط بخاطر داشته باشید که این کار را با هر کانال جداگانه انجام نمی دهید. این خیلی طولانی می شود شما فقط با مهمترین قطعات و شاید در اتوبوسهای گروه نیز این کار را انجام می دهید ، بنابراین همه گیتارها یک باره یا همه کلیدها همزمان ، به عنوان مثال.

نمونه های تخصیص محدوده فرکانس

اولین نمونه ای که می خواهم بیان کنم آواز است. بیایید به یک مثال قبلی برای افزایش آواز توسط 2dB در 6 کیلوهرتز برگردیم. در این مثال ، آواز نسبت به آن تهاجمی داشت ، اما من می خواستم با پرخاشگری بیشتر شماره گیری کنم. من می خواستم کمک کنم تا کمی بیشتر مخلوط شود. بنابراین من قبلاً می دانستم که می خواهم جایی در وسط بالا را افزایش دهم.

اول از همه ، برای پیدا کردن عنصر دلپذیر و پیدا کردن محدوده ای که می خواهید به این قسمت اختصاص دهید ، من فقط با افزایش شماره گیری می کنم ، شاید 3 یا 4 دسی بل – کمی اغراق آمیزتر از این که فقط با این کار پایان دهید واضح تر بشنو من می دانم که می خواهم در وسط بالا قرار بگیرم ، بنابراین چیزی در حدود 4 تا 7 کیلوهرتز خواهد بود. من به آن محدوده فرکانس سر می زنم و باند را به اطراف حرکت می دهم تا جایی که منطقه ای را پیدا کنم که به نظر خوب برسد.

با 7 کیلوهرتز احساس می کنم کمی زیاد است. ما بیشتر به بخش های برتر می رسیم و این چیزی نیست که من بخواهم تقویت کنم. من می خواهم اوج پرخاشگری را افزایش دهم. پایین 4 کیلوهرتز ، خوب به نظر می رسید ، اما احساس نمی کردم به اندازه کافی بریده شود. لقمه کافی نبود. این نوع دیگری از عنصر صدا بود.

بنابراین 6 کیلوهرتز منطقه ای بود که من بیشتر از همه دوست داشتم. البته بعد از آن ، شما احتمالاً در حدود 2 دسی بل یا 1 دسی بل تقویت می کنید ، یعنی همان چیزی که من روی آن تنظیم می کنم. با عرض هم بازی کنید. به طور کلی با افزایش می خواهید کمی گسترده تر باشید ، اما فقط کافی است به تأثیر آن بپردازید. کمی گسترده تر به نظر می رسد موسیقی ، کمی طبیعی تر است اما ما هنوز هم می خواهیم آن لقمه و آن پرخاشگری را داشته باشیم ، بنابراین جایی بین این دو به خوبی کار می کند.

در اینجا مهم است. اکنون می دانم که افزایش 6 کیلوهرتزی در آواز خوب به نظر می رسد ، می توانم آن را یادداشت کنم. قلم را بگیرید و یادداشت کنید. “آوازی ، کیلوهرتز.” حالا وقتی که من کانال های دیگرم را می گذرانم یا در اتوبوس های گروهی پردازش می کنم ، می دانم 6 کیلوهرتز را برای هر چیزی تقویت نکنم. اگر چیزی وجود دارد ، من می خواهم برعکس آن عمل کنم: من می خواهم 6 کیلوهرتز را برش دهم.

حتی می توانید 6 کیلوهرتز بر روی همه سازها برش دهید. بنابراین تمام قطعات ساز – طبل ، ضربات ، همه بیس ، گیتارهای آیه ، گیتار کر ، کلید – را به یک استریو aux buss به نام “All Instruments” ارسال کنید. سپس یک برش ظریف 1dB در حدود 6 کیلوهرتز بر روی این aux استریو جدید اعمال کنید.

مثال خوب دیگر کیک و بیس است. اگر فهمیدید که این ضربه یک زیر بیس خوب برای آن ایجاد کرده است و می خواهید یک آهنگ کمی بیشتر از یک احساس خنده دار و رقص آور برخوردار باشد ، می توانید “Kick ، 60 هرتز” را بنویسید.

اگر ضربه 60 هرتز باشد ، شما نمی خواهید که باس در آن محدوده فرکانسی برجسته باشد ، بنابراین شاید باس صدای بهتری داشته باشد و نت هایی که پخش می شود و صدای باس در حدود 120 هرتز به نظر می رسد بسیار خوب است ، بنابراین شما آن را یادداشت کنید

حالا شما احتمالاً می خواهید 60 باس را قطع کنید ، زیرا در این قسمت ضربه اختصاص داده می شود ، و شما می خواهید 120 ضربه را قطع کنید ، زیرا در اینجا مکان باس اختصاص داده شده است.

حالا بیایید از گیتارها به عنوان مثال استفاده کنیم. بگذارید بگوییم من آنها را با 1.5 کیلوهرتز افزایش می دهم ، بنابراین این تخصیص آنها است. می توانم آن را بنویسم ، “گیتارها ، 1.5 کیلو هرتز.” باز هم ، همان روش برای یافتن آن فرکانس – من دریافتم که این دامنه فرکانس یک عنصر خوب و دلنشین گیتار است که می توانم آن را تقویت کنم و قبلاً توسط چیز دیگری استفاده نشده بود. در این صورت ممکن است بخواهید 1.5 کیلوهرتز را در هر سازنده رقابتی مانند کلیدها یا گیتار باس قطع کنید.

فقط مدام این را در ذهن داشته باشید. آن را بنویسید ، و سپس وقتی به EQ- استفاده از قطعات فردی یا اتوبوس های گروه می روید ، فقط به آنچه قبلاً اختصاص داده شده است ، جایی که در طیف فرکانس جایی برای نشستن وجود دارد فکر کنید.

باز هم ، با آن بالا بروید ؛ 2-3 دسی بل در اینجا تقویت یا کاهش می یابد و تمام آنچه شما نیاز دارید وجود دارد. شما نیازی به شروع فیلتر کردن و واقعاً پرخاشگری ندارید. این فقط کمی فضای بیشتری ایجاد می کند ، به شما ساختار می دهد تا بتوانید با حرکات EQ خود کار کنید تا اینکه فقط به صورت تصادفی تقویت کنید.

اگر شروع به افزایش همان فرکانس ها در دو قسمت مختلف کنید ، می توانید فرکانس بگیرید. این شروع به تداخل با یکدیگر می کند. بنابراین نوشتن آن تخصیص ها به شما کمک می کند تا از وقوع آن جلوگیری کنید.

آخرین نکته برای این تکنیک: سعی کنید این کار را با گوش خود نیز انجام دهید. هنگامی که شما در حال افزایش و یافتن فرکانس برای افزایش و تخصیص هستید ، برخی از افراد از آنالیزگر فرکانس استفاده می کنند. من در واقع یکی ندارم ؛ من هرگز از تجزیه و تحلیل طیف استفاده نمی کنم. اما به عنوان مثال Logic Pro ، EQ در آنجا با یکی ارائه می شود. FabFilter ، EQ آنها دارای یک تجزیه و تحلیل طیف است.

وسوسه انگیز است که نگاهی به آنالیز کننده طیف بیندازیم و ببینیم یادداشت های اصلی کجا هستند. به عنوان مثال ، آن را در طبل خود قرار می دهید ، نگاه می کنید و شاید بزرگترین قله در 60 هرتز باشد ، بنابراین فکر می کنید “خوب ، من باید 60 هرتز را برای هر چیز دیگر برش دهم.”

اما این خطرناک است ، زیرا معنی اصلی آن 60 هرتز است. اگر شروع به تقویت اساسی کنید ، اول از همه چیز عجیب به نظر می رسد. احتمالاً به لحن کمک نمی کند.

قطع اساسی در موارد دیگر کمک می کند ، اما بعد از آن وقتی به سازهای رایج که در محدوده متوسط میانی قرار دارند ، می رسید ، که ما در مورد ویدیو در مورد ترکیبات گل آلود ، مانند گیتارها ، گیتارهای صوتی ، محدوده بالای یک باس ، همه چیز را در مورد آنها صحبت کردیم. گیتار ، آوازهای مردانه ، حتی آوازهای زنانه ، همه آنها در یک فضا نشسته اند. همه آنها اصول بسیار مشابهی دارند.

فضای متوسط شما در میانه های کم به سرعت تمام می شود ، بنابراین در عوض برای تخصیص خود باید به دنبال متوسط و وسط متوسط ، حدود 6 تا 1 کیلوهرتز و همه چیز در اطراف آن منطقه باشید. شما نمی توانید اصول اساسی را اختصاص دهید زیرا همه چیز در میان رده های پایین قرار دارد و سپس تمام تخصیص های شما واقعاً نزدیک به یکدیگر خواهند بود ، در محدوده متوسط متوسط بین 100 تا 300 هرتز.

بنابراین سعی کنید این کار را با گوش خود انجام دهید. تقویت کننده ای را پیدا کنید که در وسط به نظر می رسد خوب است و سپس آن را در موارد دیگر کاهش دهید.

لطفاً این روش را در ترکیبات خود پیاده سازی کنید. من فکر می کنم این واقعا به شما کمک خواهد کرد. خصوصاً نوشتن آنها به این صورت ، راهی عالی برای شروع کار است. بعد از مدتی شما فقط به یاد می آورید ، و وقتی نوبت به تقویت می رسد ، فکر خواهید کرد “من قبلاً این مورد را در جای دیگری افزایش داده ام. من قصد ندارم آن را انجام دهم. “ اما نوشتن آن واقعاً کمک می کند.

ارسال پاسخ